تبلیغات
سفیر دل
سفیر دل
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آبان 1391 توسط جواد رحمانی
مرام شهدا
                   

نماز که تمام شد به سنگر آمد و پیش ما نشست. دیدیم گوشش خون آلود است. علت را پرسیدیم متعجبانه دستی به گوشش کشید و گفت: نمی دانم چرا خونی شده، لابد ترکش خورده.
بچه ها زدند زیر خنده و گفتند: شاید هم موش صحرایی گاز گرفته!


«شهید احمد عبدا... زاده»


سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بلند شد. حسین برخاست، وضو گرفت و به نماز ایستاد، دوستم کنارم ایستاد و گفت: این مرد برای تو شوهر نمی شود.
متعجب و نگران پرسیدم: چرا؟ گفت: کسی که این قدر به نماز و مسائل عبادی اش مقید باشد، جایش توی این دنیا نیست.

«شهیدحسین دولتی»



مدتها بود متوجه غیبتهای نیمه شب مهدی شده بودم. شبی به دنبالش رفتم، رفت توی نخلستان، زیر درختی و به نماز ایستاد. شبهای بعد هرچه منتظر ماندم نرفت. کنجکاو شدم سرانجام پرسیدم: مهدی چرا نمی ری سر پستت؟

گفت: تو اگه می خواستی من برم اونجارو اشغال نمی کردی؟ شرمنده شدم، نمی دانم از کجا فهمیده بود.

                                                                         «شهید مهدی صبوری»



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مرداد 1391 توسط جواد رحمانی
خاطرهای ازدفاع مدس
اسفند 1364
تهران – بیمارستان آیت الله طالقانی
بعد از مجروحیت در عملیات والفجر 8
یکی از پرستارهای بخش، با بقیه خیلی فرق داشت. حدودا 17 سال سن داشت و آن‌طور که خودش می‌گفت، از خانواده‌ای پول‌دار و بالاشهری بود. همواره آرایش غلیظی می‌کرد و با ناخن‌های بلند لاک‌زده می‌آمد و ما را پانسمان می‌کرد. با وجودی که از نظر من و امثال من، بدحجاب و ناجور بود، ولی برای مجروح‌ها و جانبازها احترام بسیاری قائل بود و از جان و دل برای‌شان کار می‌کرد. با وجود مدبالا بودنش، برای هم‌اتاقی شیرازی من لگن می‌آورد و پس از دستشویی، بدن او را می‌شست و تر و خشک می‌کرد.   جانباز

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 خرداد 1391 توسط جواد رحمانی
جوان های نسل دیروز
 

به گمانم این جوان هم سن وسال این  جوان پایینی باشه ..............!!!!!!!!!!

جوان نسل امروز...........

 

 

اصلا نمیخوام به شخصیت عکس توهین بشه ولی مرد و مردونه قضاوت کنید اینا مردای امروزن؟؟؟؟

قدیماپسرا سبیل میذاشتن که بشن عین باباهاشون .الان زیرابرو برمیدارن که بشن عین ماماناشون....



نوشته شده در تاریخ شنبه 26 فروردین 1391 توسط جواد رحمانی

باسلام

خدمت دوستان وهم سنگریان من

امسال برای اولین بار توفیق راهم شد تا پای گناهکارم را به قدمگاه حضرت فاطمه (س)،کربلای ایران گذاشته تا پاک گردم.






ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط جواد رحمانی
امام خمینی رحمة الله علیه:
هیچکس حقی به اندازه شهدا بر گردن بشریت ندارد.

امسال به شهدا عیدی چه می دهید؟





ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 دی 1390 توسط جواد رحمانی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط جواد رحمانی

 فرمانده دسته هر چی به این بسیجی تذکر می داد که ساکت شود و به صحبت های فرمانده لشگر گوش کند، توجهی نمی کرد. شیطنتش گل کرده بود و مثلاً می خواست نشان بدهد که بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی ترسد. خلاصه فرمانده دسته یک برخوردی با این بسیجی کرد و همهمه ای اطراف آن ها ایجاد شد.

سرو صداها که بالا گرفت ، بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت هایش را قطع کرد و پرسید: «برادر! اون جا چه خبره؟ یک کم تحمل کنید زحمت رو کم می کنیم».



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 آذر 1390 توسط جواد رحمانی

    این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست...




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آبان 1390 توسط جواد رحمانی

آتش زدن قرآن هم ،یكی دیگر از نادانی های این آدم های به اصطلاح متمدن و با فرهنگ است كه فرهنگ و تمدنشان شده است برهنگی ، آدم كشی ، ظلم ،از بین بردن مقدساتی كه از خودشان هم گفته است من چه می گویم آخر آنها مقدسات را درك می كنند كه از آن خودشان باشد یا از نه؟




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط جواد رحمانی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

یاران چــه غــریبانــه

رفتند از این خانه

هم سوخته شمع او

هم سوخته پروان 

سلام بر تمامی شهدا از صدر اسلام تا کنون

سلام بر شهدای دفاع مقدس

شهدای عزیز دلم گرفته  دوست دارم باهاتون دردو دل کنم ولی نمیدونم از کجا                     شروع کنم اصلا میدونید چیه جز شرمساری چیزی بر زبانم جاری نمیشه

شاید خیری باشه

شهدا شرمنده ایم که جامعه به فساد کشیده شده

شرمنده ایم که بی حیایی و بی عفتی مایه مباهات شده

شرمنده ایم که ارزش آدمها رو به جیبشون میدونیم

شرمنده ایم که تلاش برای قرب الهی تبدیل شده به تلاش برای کسب سود بیشتر به هر طرق ممکن

شرمنده ایم که امر به معروف و نهی از منکر در میانم مرده

شرمنده ایم که سیدعلی تنها شده

شرمنده ایم که خانواده های شما رو به امان خدا گذاشتیم

شرمنده ایم که شما دیگر جایی بین ما ندارید

شرمنده ایم که ارگان مقدس بسیج را لوث کردیم

شرمنده ایم شرمنده ایم که به مقدساتمان توهین می شود و ما ساکت می نشینیم

شرمنده ایم که جز غصه خوردن کار دیگری بلد نیستیم انجام بدیم

شرمنده ایم که دیدن منکر و گناه برایمان عادی شده

شرمنده ایم که خونتان را پایمال کردیم

شرمنده ایم که جز شرمساری چیز دیگری برای گفتن نداریم

باز هم می گویم :

شرمنده ام شرمنده ام شرمنده ام


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مهر 1390 توسط جواد رحمانی

تو حوری هستی ؟ ...

فکر کردم شهید شدم رفتم بهشت . اما هنوز حالم جا نیامده که بروم میوه بخورم و زیر درخت ها گشتی بزنم. پرستار یک دفعه وارد شد. من هم که فکر می کردم در بهشت هستم. گفتم: تو حوری هستی؟ پرستار که فکر کرده بود خیلی زیباست . گفت: بله من حوری هستم. من هم گفتم: اگر تو حوری هستی پس چرا این قدر زشتی؟ پرستار عصبانی شد و آمپول را محکم در دستم فرو کرد

سفره خاکی

 در منطقه سومار، خط مقدم بودیم که با ماشین ناهار را آوردند. به اتفاق یکی از برادران رفتیم غذا را گرفتیم و آوردیم. در فاصله ماشین تا سنگر خمپاره زدند. سطل غذا را گذاشتیم روی زمین و درازکش شدیم، برخاستیم دیدیم ای دل غافل سطل برگشته و تمام برنج ها نقش خاک شده است. از همانجا با هم بچه ها را صدا زدیم و گفتیم: با عرض معذرت، امروز اینجا سفره انداخته ایم، تشریف بیاورید سر سفره تا ناهار از دهان نیفتاده و سرد نشده. همه از

سنگر آمدند بیرون. اول فکر می کردند شوخی می کنیم، نزدیکتر که آمدند باورشان شد که قضیه جدی است!

عباس

وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آمده بودند برای مصاحبه و در واقع مانور قدرت و استفاده تبلیغاتی روی اسرای عملیات بود. نوبت یکی از بچه های زرنگ گردان شد. با آب و تاب تمام و قدری ملاطفت تصنعی شروع کردند به سوال کردن.

یکی از مأموران پرسید:

- پسر جان اسمت چیه؟

- عباس.

- اهل کجا هستی؟

- بندرعباس.

- اسم پدرت چیه؟

- به او می گویند حاج عباس!

گویی که طرف بویی از قضیه برده بود پرسید:

- کجا اسیر شدی؟

- دشت عباس!

افسر عراقی که اطمینان پیدا کرده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد حرف بزند به ساق پای او زد و گفت:

- دروغ میگی!

و او که خودش را به موش مردگی زده بود با تظاهر به گریه کردن گفت:

- نه به حضرت عباس!




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط جواد رحمانی

شهدا برایت پیام دارند، بخوان


كلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب . این كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست

شهدا برایت پیام دارند، بخوان







حجاب چیست ؟

شهید مطهرى نتیجه تحقیقات لغوى خود را درباره واژه حجاب، چنین بیان مى كند:

كلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب . این كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست; آن پوشش حجاب نامیده مى شود كه از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

 پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد.


                             بقیه درادامه مطلب...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 شهریور 1390 توسط جواد رحمانی

  ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن

یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن

آهی در این بساط به غیر از امید نیست

یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن

از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی

این کودک فراری خود را قبول کن

رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!

مـا را سَـوا نکـرده و یک جـا قـبول کن

گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه

اما به جــان حضرت زهـرا قبـول کن

گندم که نه، مقام شما بود لاجَرَم

رمز هبوط آدم و حوّا، قـبول کن




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 شهریور 1390 توسط جواد رحمانی

                     





ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 شهریور 1390 توسط جواد رحمانی


*امام صادق علیه السلام فرمودند:
یاران مهدی کسانی هستند که از خشیت و ترس خداوند خوفناک هستند و از خداوند طلب شهادت می کنند و آرزویشان این است که در راه خدا و در مبارزه با دشمنان او به شهادت برسند.
الشهاده /ج1/ص 288

*پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هرکس خشم خود را فرو برد در حالی که می توانسته آن را اعمال کند و در برابر آن مسئله بردبار باشد خداوند به او اجر شهید عطا می کند.
امالی صدوق/516|707

*پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هر کس بگوید اللهم صلّ علی و آل محمّد خداوند به او اجر 72شهید عطا می کند و همچون روزی که مادرش او را زاده است از گناهانش پاک می سازد.
جامع الاخبار/155|354

*پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
در مورد این آیه (و در صور دمیده شد پس هر کس در آسمانها و در زمین است ناله ای سرداد مگرآنان که خدا بخواهد......زمر68 )

از جبرئیل پرسیدم:چه کسانی را خداوند نمی خواهد ناله بکشند؟
و او گفت:آنان شهیدان هستند که ستودگان خدای متعال می باشند.
آنان دراطراف عرش الهی شمشیرشان را به گردن می آویزند.
کنرالعمال/399:4|1111

*پیامبراعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هرکس سوره های توحید و فلق و ناس را سه بار قبل از خوابش بخواند همچون کسی است که همه ی قرآن را خوانده است.و به هر آیه ای از قرآن ثواب پیامبری از پیامبران را خواهد داشت . و همچون روزی که از مادرش متولد شد از گناهش بیرون می آید .  واگر در همان شب یا روز بمیرد به شهادت مرده است.

مصباح الکفعمی/ص


              


(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظرتون در مورد این وبلاگ چیه ؟





نویسندگان
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان


 
قالب وبلاگ